لوگوی کیک‌فارسی | KICKFARSIIKICKFARSIIتلویزیون کیک‌فارسی
بازگشت به قاب‌نامه
چهره‌های قاب‌نامه

میا و کورش؛ از اولین ویدیو تا دنیای کومان

روایت میا پلیز و کورش زراندوز؛ از اولین ویدیو و کمپ‌های خاطره‌ساز تا رفاقت با ایمان، دنیای کومان و موسیقی Aemia.

اول، میا بود و دنیای بازی‌ها

برای رسیدن به کومانِ امروز، باید چند سالی به عقب برگردیم؛ به کانالی که اسمش از همان اول می‌گفت قرار است درباره چه چیزی باشد: Mia Plays. میا، با نام اصلی کیمیا روانگر، کارش را از بازی شروع کرد. قدیمی‌ترین ویدیویی که امروز در بخش عمومی کانالش دیده می‌شود، بررسی Overwatch است؛ منتشرشده در ۸ مه ۲۰۱۷ (۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶). بعد از آن، بررسی Battlefield 1، حرف‌زدن درباره Outlast 2 و ویدیوهایی درباره تاریخ بازی‌ها و کنسول‌ها هم در آرشیو دیده می‌شوند.

میا و کورش؛ از اولین ویدیو تا دنیای کومان

این شروع، برای کسی که میا را با ولاگ‌ها و چالش‌های امروزش شناخته، بخش جالبی از قصه است. قبل از سفرها، شوخی‌های دونفره و دورهمی‌های بزرگ‌تر، یک نفر جلوی دوربین نشسته بود و درباره چیزی حرف می‌زد که دوستش داشت. مسیر بعدی از دل همین ویدیوها باز شد.

میا و کورش؛ از اولین ویدیو تا دنیای کومان

کورش، از پشت دوربین تا کنار میا

کورش زراندوز از ابتدا فقط کسی نبود که گاهی وارد تصویر شود. او در گفت‌وگوی ۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۵ (۶ بهمن ۱۴۰۳) با ونکوور سان توضیح داده که سال‌های اول پشت دوربین کار می‌کرد و برای حضور جلوی آن خجالتی بود. به‌مرور، خودش هم بخشی از تصویر شد؛ ویدیوهایی که کم‌کم با همراهی او شکل دیگری پیدا کردند.

وقتی آرشیو میا را ورق می‌زنیم، کنار گیم‌پلی و بررسی بازی‌ها، چالش، واکنش، سفر و روزمرگی هم بیشتر به چشم می‌آید. برای مخاطب، موضوع فقط نتیجهٔ یک بازی یا جواب یک چالش نیست؛ گفت‌وگو و واکنش‌های این دو نفر هم بخشی از چیزی است که برای دیدنش برمی‌گردد.

میا و کورش؛ از اولین ویدیو تا دنیای کومان

از یک سبک محتوا، به چند جور همراهی

کانال میا به یک قالب محدود نمانده. گیم‌پلی، چالش‌های «سعی کن نخندی»، ولاگ سفر، کتاب، روزهای کاری و پشت‌صحنهٔ موسیقی، هرکدام پنجرهٔ متفاوتی به دنیای او باز می‌کنند. این تنوع را می‌شود از خودِ فهرست ویدیوهای کانال دید؛ هرچند از روی آن نمی‌شود درباره سن یا ترکیب دقیق مخاطبان نتیجه گرفت.

در بررسی ۲۸ مهر ۱۴۰۵، ویدیوی CAMPING IS FUN?? با حدود ۳٫۹ میلیون بازدید در صدر بخش Popular کانال بود. ویدیوی «سعی کن نخندی» هم حدود ۲٫۹ میلیون بازدید داشت. «بهترین» را هر مخاطبی برای خودش انتخاب می‌کند؛ این‌ها فقط نمونه‌هایی از پربازدیدترین ویدیوهای عمومی در زمان بررسی‌اند.

کمپ ۱، کمپ ۲ و کمپ ۳؛ یک خاطرهٔ ادامه‌دار

کمپ اول؛ CAMPING IS FUN?? برای مخاطب‌های قدیمی فقط یک سفر نبود؛ انتظار برای رفتن این جمع به کمپ، پیش از انتشار هم به موضوع شوخی‌ها و گفت‌وگوهای طرفداران تبدیل شده بود. بیرون‌رفتن از فضای همیشگی، موقعیت تازه‌ای برای همان واکنش‌ها و رفاقتی می‌ساخت که مخاطب از قبل می‌شناخت.

کمپ ۲؛ CAMPING VLOG! در ۱۳ آوریل ۲۰۲۴ (۲۵ فروردین ۱۴۰۳) منتشر شد و بازدید چندمیلیونی‌اش نشان داد این همراهی به قسمت اول محدود نمانده. ادامهٔ این مسیر، «ولاگ کمپ ۳ تو دل جنگل!!!» بود که در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ (۲۷ شهریور ۱۴۰۵) در کانال کومان منتشر شد؛ ویدیویی نزدیک به هفتاد دقیقه که فرصت بیشتری برای همراه‌شدن با این جمع می‌دهد.

قصهٔ کمپ حتی با پایان ویدیو تمام نمی‌شود: در قسمت ۸۱ «دگم نباش»، کورش و ایمان همراه مهرشاد، فیلم‌بردار تیم، دربارهٔ پشت‌صحنهٔ کمپ ۳ و برنامهٔ کمپ ۴ حرف می‌زنند. همین رفت‌وبرگشت میان ویدیو، پشت‌صحنه و گفت‌وگو، به این سفرها حال‌وهوای یک خاطرهٔ مشترک می‌دهد.

میا و کورش؛ از اولین ویدیو تا دنیای کومان

موسیقی، از قبل در این قصه بود

موسیقی برای میا و کورش، علاقه‌ای نیست که تازه بعد از معروف‌شدن پیدا شده باشد. میان همان ویدیوهای قدیمی میا، اجرای تم The Last of Us، تم Super Mario روی پیانو و کاور «Will the Circle Be Unbroken» از BioShock Infinite دیده می‌شود. بازی و موسیقی، از همان ابتدا کنار هم بوده‌اند.

در معرفی رسمی Aemia هم ریشهٔ همکاری موسیقایی این دو به تهران برمی‌گردد. آن‌ها از تجربهٔ فعالیت گروهشان در ایران، برخورد پلیس و ضبط سازها روایت کرده‌اند. این بخش، روایت خود گروه از گذشته‌شان است؛ گذشته‌ای که نشان می‌دهد گیتار کورش و علاقهٔ میا به خواندن، قبل از شکل امروزی گروه وجود داشته.

کورش در همان مصاحبهٔ ونکوور سان گفته که او و میا چند ماه پیش از شروع همه‌گیری به کانادا رفتند. ادامهٔ موسیقی در آنجا، فرصت تازه‌ای برای این علاقهٔ مشترک ساخت؛ فرصتی که بعدها با نام Aemia جدی‌تر دیده شد.

میا و کورش؛ از اولین ویدیو تا دنیای کومان

Aemia؛ وقتی آن صدای قدیمی، جای خودش را پیدا کرد

در گروه آلترناتیو راک Aemia، میا خواننده است و کورش گیتاریست. معرفی رسمی گروه، ونکوور را محل فعالیتشان می‌داند. در آرشیو انتشارهای گروه، «Stars» در ۲۰۲۴ (بازهٔ ۱۴۰۲–۱۴۰۳)، «From» و «Kleptomaniac» در ۲۰۲۵ (بازهٔ ۱۴۰۳–۱۴۰۴) و «Zendebad» و «Nowhere to Hide» در ۲۰۲۶ (بازهٔ ۱۴۰۴–۱۴۰۵) دیده می‌شوند.

این بخش از مسیرشان، راه دیگری برای دنبال‌کردن آن‌هاست. کسی که ابتدا با بازی و شوخی‌هایشان آشنا شده، این بار با صدای میا و گیتار کورش طرف است. در فهرست اجراهای گذشتهٔ صفحهٔ تأییدشدهٔ گروه هم اجرای ۴ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۲ مهر ۱۴۰۵) در The Pearl ونکوور و ۸ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۶ مهر ۱۴۰۵) در Lee’s Palace تورنتو ثبت شده؛ قدمی از ویدیو و استودیو به اجرای زنده.

در ۲۸ اوت ۲۰۲۶ (۶ شهریور ۱۴۰۵)، پیوستن Aemia به لیبل Artist House هم‌زمان با انتشار «Nowhere to Hide» اعلام شد. تهیه‌کنندگی قطعه با همکاری JT Daly انجام شده و میکس و مستر آن را Joseph McQueen در Sparrow Sound بر عهده داشته است؛ همکاری‌هایی که مسیر حرفه‌ای موسیقی آن‌ها را گسترده‌تر کرده‌اند.

ارتباطی که با نام گرمی به یاد می‌آید، دعوت Recording Academy از Aemia برای اجرای مجموعهٔ GRAMMY Global Spin است؛ مجموعه‌ای برای معرفی اجراهای هنرمندان از نقاط مختلف جهان. خبر این دعوت در معرفی انتشار تازهٔ گروه آمده است. این حضور را باید در جای درست خودش دید: اجرای یک مجموعهٔ موسیقایی وابسته به آکادمی، نه اعلام برنده‌شدن یا نامزدی جایزهٔ گرمی.

میا و کورش؛ از اولین ویدیو تا دنیای کومان

یک همسایه، یک رفاقت و بعد کومان

ایمان دست‌پاک، بخش مهم دیگری از این جمع است. طبق روایت همان مصاحبه، آشنایی‌شان از همسایگی و دیدار در آسانسور شروع شد. علاقه به ساخت محتوا، این آشنایی را به همکاری رساند. نام «کومان» هم از ترکیب اسم کورش و ایمان آمده است.

در کومان، بازی‌های دونفره، امتحان‌کردن خوراکی‌ها، خریدهای عجیب و چالش‌ها میدان تازه‌ای برای همراهی کورش و ایمان ساخته‌اند. در زمان بررسی، کانال حدود ۹۷۹ هزار مشترک داشت؛ عددی که اندازهٔ این همراهی را نشان می‌دهد، اما قرار نیست جای سلیقهٔ مخاطب یا یک رتبه‌بندی جامع را بگیرد.

برای دیدن وجه دیگری از این همراهی، «دگم نباش» را هم باید شنید. معرفی خود پادکست، آن را جایی برای قصه‌های روزمره و تجربه‌های خلاقهٔ کورش و ایمان می‌داند. اینجا ریتم آرام‌تر است؛ جا برای تعریف خاطره، حرف‌زدن از کار و شنیدن داستان‌هایی باز می‌شود که در یک چالش کوتاه جا نمی‌گیرند.

میا و کورش؛ از اولین ویدیو تا دنیای کومان

سه چهره در تصویر؛ یک تیم بزرگ‌تر پشت آن

دنیایی که این جمع ساخته‌اند، به سه نفر جلوی دوربین خلاصه نمی‌شود. در «دگم نباش»، اعضای دیگر تیم هم معرفی می‌شوند: قسمت ۵۳ با حضور هلیا دربارهٔ تجربهٔ کار در کومان است و در توضیح قسمت ۸۱، مهرشاد با نام مرشول به‌عنوان فیلم‌بردار معرفی شده. پشت‌صحنه هم سهم خودش را در آن چیزی دارد که مخاطب می‌بیند.

در گزارش ۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۵ (۶ بهمن ۱۴۰۳)، از استودیویی حدود ۳۷۰ مترمربعی با چهار فضای فیلم‌برداری و پنج همکار دیگر کنار این سه نفر گفته شده بود. این عدد، وضعیت همان زمان است. آنچه روشن می‌کند، بزرگ‌ترشدن کاری است که روزی در فضای خانه ساخته می‌شد.

خودِ کانال کومان هم راه را به پروژه‌های دیگری باز می‌کند: «دگم نباش»، «کوماندو» و «ماشین» در بخش کانال‌های معرفی‌شده‌اش هستند. هرکدام قالب خودشان را دارند، در حالی که به همین جمع وصل‌اند.

میالند، کورشتوپیا و ایمان‌آباد

این همراهی برای مخاطب‌ها اسم و نشانه هم پیدا کرده: میالند، کورشتوپیا و ایمان‌آباد. در فروشگاه رسمی Topialand، محصولات هر سه نام دیده می‌شوند؛ کنار معرفی فروشگاه به‌عنوان مرچ رسمی MiaPlays و Kouman. اسم‌هایی که به میا، کورش و ایمان وصل‌اند و شوخی و هویت جمعی را از داخل ویدیو به بیرون آن می‌برند.

برای مخاطبی که مدت‌ها این جمع را دنبال کرده، دیدن این نام‌ها یادآور ویدیوها و رقابت‌های آشناست. برای کسی هم که تازه وارد شده، راه کوچکی است برای شناختن زبان مشترک این کامیونیتی؛ زبانی که فقط با یک ویدیو ساخته نشده.

می‌شود این حس تعلق را فراتر از دنبال‌کردن یک کانال دید: شوخی‌های تکرارشونده، نام گروه‌های طرفداری و انتظار برای قسمت بعد، کم‌کم وارد زبان روزمرهٔ مخاطب می‌شوند. از این زاویه، تعبیر «کوماندو بودن، یک سبک زندگی است» بیشتر توصیف یک رابطهٔ عاطفی با این جمع است تا فقط عضویت در یک کانال.

تماشای این ویدیوها می‌تواند بهانه‌ای برای دورهم‌بودن با خانواده یا دوستان باشد؛ جایی که یک خاطره یا شوخی آشنا، خنده‌ای مشترک می‌سازد. جذابیت چنین همراهی‌ای در همین امکان است: مخاطب احساس کند در یک جمع آشنا نشسته و با ادامهٔ قصهٔ آن‌ها همراه است.

آن‌طرف سرگرمی، توجه به مردم

از همراهی با مردم، یک نمونهٔ مشخص در آرشیو خبری وجود دارد. ویجیاتو در ۱ خرداد ۱۳۹۹ گزارش داد که میا و کورش در یک لایو، در کمتر از دو ساعت بیش از ۴۰ میلیون تومان برای نیازمندان جمع کردند؛ بیشتر از دو برابر هدف اولیهٔ ۲۰ میلیون تومانی. این گزارش از یک برنامهٔ مشخص حرف می‌زند، نه آماری از تمام کمک‌های آن‌ها در سال‌های بعد.

در موسیقی‌شان هم توجه به ایران دیده می‌شود. در معرفی «Zendebad» (زنده‌باد) در ۱۲ مارس ۲۰۲۶ (۲۱ اسفند ۱۴۰۴)، این قطعه به کسانی تقدیم شده که برای آزادی در ایران تلاش می‌کنند. میا در توضیحش از دخترانی گفته که آرزوی خواندن و بیان خودشان را دارند و از کسانی که برای دنبال‌کردن رؤیاهایشان، خانه و کشورشان را ترک کرده‌اند.

قصه‌ای که هنوز چند مسیر پیش رویش دارد

از بررسی Overwatch تا ولاگ‌های چندمیلیونی، از موسیقی بازی‌ها تا Aemia، و از آشنایی همسایه‌ها تا کومان و پادکست، این مسیر یک‌شکل نمانده. هر بخش، مخاطب خودش را دارد و راه تازه‌ای برای همراه‌شدن باز کرده است.

اگر میا و کورش را فقط از چند کلیپ کوتاه می‌شناسی، سرزدن به آرشیو قدیمی‌شان تصویر کامل‌تری می‌دهد. و اگر سال‌هاست همراهشان بوده‌ای، احتمالاً بخش‌هایی از این قصه را با خاطرهٔ تماشای همان ویدیوها به یاد می‌آوری؛ قصه‌ای که حالا، میا و کورش و ایمان و همکارهایشان، هرکدام سهمی در ادامه‌اش دارند.

ارسال ویدیو

فایل MP4 تا ۵۰ مگابایت؛ برای حجم بیشتر لینک بفرستید.

ارسال ویدیو

اگر حجم ویدیو بیشتر از ۵۰ مگابایت است، لینک ویدیو را برای ما بفرست.

پس از ارسال، درخواست شما بررسی می‌شود.

کانالت را معرفی کن

از اینجا وارد جمع شو.

کانال Kick موردنظرت را معرفی کن.

ایمیلی را وارد کن که به آن دسترسی داری؛ نتیجه بررسی و تأیید یا رد درخواستت را به همان آدرس می‌فرستیم. ایمیلت فقط برای پیگیری درخواست استفاده می‌شود و در سایت نمایش داده نمی‌شود.